درباره علل اختلاف زن و شوهر و عدم توافق زن و مرد در روابط جنسی،
نکات بسیاری را دخیل دانسته اند ولی علت و سبب عمده،
خاموشی آتش عشق و فرو نشستن شعله میل و کشش است
که در آغاز آشنائی، بسیار شدید بوده و پس از آن بتدریج از هیجان می افتد.
عاشق و معشوق دو نامزد، زن و شوهری که تازه زندگی زناشوئی
را آغاز کرده اند، هر لحظه غرق سرمستی میل و جاذبه یکدیگرند
ولی همینکه مدتی گذشت، چه می شود که میل و کشش شدید،
بسستی و بی میلی مبدل می گردد.
آن عشق نخستین کجا می رود و در زن و مردی که آنقدر همدیگ
ر
را می خواستند، چه تغییراتی رخ می دهد که منجر به بی میلی آندو
نسبت به یکدیگر می شود؟
هدف عشق، وصال، به معنی کامل و عالی آنست.
اگر عاشق در وصال معشوق شکست بخورد،
ازاو متنفر می شود بخصوص اگر این عدم توفیق در وصال،
مکرر شود و ادامه یابد، به نفرت شدیدی مبدل می گردد
اما اگر لذت وصال، کاملتر و شامل تر باشد،
محبت و علاقه را بیشتر می کند.
تا حدودی اختلافات کوچک و بزرگ،
میانشان به صلح و صفا می گذرد و همیشه نسبت به همدیگر گذشت
و اغماض خواهند داشت اما اگر زن و مرد نتوانند همدگر را از نظر
احتیاجات جنسی قانع کنند بر سر کمترین امور زندگی با هم اختلاف پیدا خواهند کرد
و هیچیک از دیگری چنانکه باید و شاید راضی و راحت نمی شود.
شاید تعجب کنید اگر بدانید که درصد زیادی از زنان و شوهران،
از وصال یکدیگر چنانچه باید و شاید، لذت نمی برند و مقاربت و جماعشان
غالبا ناقص و ناتمام است از اینرو آتش عشق و علاقه آنان نسبت به
یکدیگر بتدریج فرو می نشیند ولی ظاهرا قیافه ساختگی خود را حفظ می کنند.
بنابراین، بسیاری از زنان و شوهران هستند که محرومیت جنسی خود
را پنهان داشته و با سستی عشق و علاقه خود نسبت به همسر خویش،
در واقع یک نوع جدال باطنی می کنند و در انظار دیگران،
خود را کامیاب و خرسند نشان می دهند در صورتی که،
روحی ناراضی دارند و همه اینها ناشی از محرومیت از یک جماع و
مقاربت لذت بخش است.
یک زندگی خوش و با سعادت زناشوئی که عشق حقیقی در آن حکمفرما باشد
و یک پیوند کامل و محکم زن و مرد که عاطفه و محبت در آن نفوذ داشته باشد،
هنر و فن خاصی دارد